کوثرجانکوثرجان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

❤پرنسس کوثر❤

لهجه

موقعیت جغرافیایی محل زندگی ما بین دو استان بزرگ کشور قرار داره، اینه که احتمالا کوثر جان از حس شونصدمش استفاده میکنه و کلمات رو به لهجه ای که به هیچ کدوم از استانها برنخوره تلفظ میکنه: بعضی کلمات رو اصفهانی تلفظ میکنه، خصوصا جملات سوالی مثل هوا سردِس؟؟ دُجا رفتِس؟ و ...؛ بعضی کلمات هم طبق محاوره معمول (به اصطلاح کتابی) تلفظ میشه؛ اما بعضی دیگه از کلمات به لهجه کوثرجانی است فتحه زیاد کاربرد داره، به این شکل : بَخَریم، گلَ سر، بَهَما (بفرما)،بَبَر، هُندانه، سوخیده (سوخته) یا مثلا لامپ رو روشن نکن می سوخه، پُتت (پفک: محبوب این روزهاش )عسیسم،   براش شعر یه توپ دارم قلقی رو خوندم: حالا تا میگی فلان چیز آبیه   م...
10 آذر 1393

دوستی به سبکِ...

جزء یکی از صحنه های دیدنی بچه ها  ابراز محبت اونها به همدیگه- به سبک و سیاق خودشون-هست: صحنه هایی که ما اخیرا زیاد می بینم: علی (که معرف حضورتون هستن ) کوثر رو محککککککککم بغل میکنه، به مرز احتمال خفه گی که میرسه، برای نجات اقدام میکنیم ، ولی همواره با اعتراض علی روبرو میشیم که: دوووووووسش دارم گاهی هم با سرعت هرچه تمام تر می دوه، و با شدت خودش پرت میکنه، هرجا که شد: روی پا، کمر، شکم ..کوثر که دوووووووووووسش دارم ******** وسط بازیهاش هر ازگاهی هم یاد کوثر می افته و میاد پیشش میشینه، هر دفعه هم به طور کاملا اتفاقی روی پای کوثر فرود میاد ، بهش هم که تذکر میدی، خیلیییییی ریلکس میخاد پای کوثر رو جابه جا کنه-- حالا موقعیت هرطور...
3 آذر 1393

گرمی حضور

بهش میگم هوا سرد شده، دیگه نرو تو حیاط (منظورم زمانیه که خودم خونه نیستم) با لحنی اطمینان بخش میگه: مامان جون هست (با تاکید روی کلمه هست) ******* دیشب بهم میگه: خوابهای نوری ببینی (موقع خواب بهش میگم: خوابهای نورانی ببینی) ***** این روزها شیرین تر از قبل صدام میکنه: مامانم؟؟؟ انقدر برام دلچسبه که در هرشرایطی کارم رو ول میکنم و دل به دلش میدم دیشب میگه : مامانم؟؟ میگم بله     بلافاصله میگه: باباجون؟ آقای پدر میگن: بله و صحبتش رو ادامه میده... هواسش هست که در عین جلب توجه، عدالت رو هم رعایت کنه ****** چندروزیه با تمام توانش میزنه توی سینه ام،  میگه "حسین" میکنم اینجوری م...
26 آبان 1393

پست موقت

سلام دوستان گلم این پست صرفا جهت اطلاع: کمی تا قسمتی!! کامل شدن پست تفلد نگاشته شده است ...
24 آبان 1393

حسنک کجایی؟؟

دور "نه" و "چرا" که یادتون هست، تقریبا باطل شد و حالا شده تسلسل چراااااااااااااااااااا؟ خواستم تلافی کنم گفتم منم سوال کنم، چرای اولی به دومی رسیده و نرسیده میگه" همه رو گفتم" ********** جواب بسیاری از سوالهای این روزها شده "نمیدونم" این نمیدونم رو آخر چراها وقتی که واقعا نمیدونستم گفتم، و الان براش جالب شده وحتی در جواب سوالهای بدیهی و معمولی به کار میبره ********* مامانجون براش قصه "حسنک کجایی" رو گفته هر از گاهی یه قسمتهاییش رو برام تعریف میکنه، و یا گاهی برای عسل: گاو میگه ماما، حسنک کجایی؟ من گشنمه (با صدای بم و گرفته) یا من که جیک و جیک میکنم برات،  ...
18 آبان 1393